دو روزه که صبحها که چشم باز میکنم فکرم میره سراغ خانواده و نزدیکان آقا حضرت ابوالفضل. فکرم میره سراغ درد بزرگی که از نبود اون حضرت تحمل کردند:
بعنوان یک پدر ... داشتن پدری با اون خصائل. شجاع. مهربان. رئوف. یتیمی از این تلخ تر و سوزاننده تر؟
بعنوان همسر... خانمی که سعادت داشته کنار اون حضرت قرار بگیره و به داشتن همچین سروری افتخار کنه. وقتی همچین عزیزی رو از دست داده چطور زنده بودن رو تحمل کرده؟
بعنوان برادر ... خانمی مثل حضرت زینب. بار این مصیبت رو هم همراه بقیه ی مصائب از دست دادن برادر دیگه و فرزندانش و ... به دوش کشیده.
قرنها پیش در چنین روزهایی، هنوز وجود عزیز و شریف همه شون سالم و زنده بود.
محرم در راهه. لعنت خدا و عرشیان خدا بر قاتلان شهدای کربلا. لعنت ابدی ...
اگر زنده باشم، قلبم خون خواهد گریست.
+ چهارشنبه 27 دی1385ساعت 13:59 - فرشته |
میگن هر کسی به اندازه ی ظرفیت و شایستگی و تلاشش و با توجه به نتیجه ی کارهاش جایزه می گیره.
از خودش می پرسید : یعنی اونهایی که افتخار زیارت صورت ماه آقا رو پیدا می کنند، جکار کردند؟! می گفت: خدایا! یعنی میشه من یه لا قبای دست خالی هم یه بار زیارتشون کنم؟ خدایا! اگه همچین افتخاری رو نصیبم کردی، هم جرات نگاه کردن رو بهم بده و هم طاقت دور شدن. خدایا! همون مدل دعایی که خودت میدونی رو از دلم بگذرون که به آرزوم برسم. کاش یه جوری میشد خود آقا اجازه میدادند من همون دور و برا بمونم و خاک زیر پاهاشون رو بذارم روی قلبم... این یعنی بهشت.
+ جمعه 22 دی1385ساعت 12:58 - فرشته |
مَعاشِرَالنّاسِ، هُوَ ناصِرُ دينِ الله وَالُْمجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِي النَّقِي الْهادِي الْمَهْدِي. نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبي وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِي (وَبَنُوهُ خَيْرُالْأَوْصِياءِ).
مَعاشِرَالنّاسِ، ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِي مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّيَّتي مِنْ صُلْبِ (أَميرِالْمُؤْمِنينَ) عَلِي... مردمان! او ياور دين خدا و دفاع كننده ي از رسول اوست. او پرهيزكار پاكيزه و رهنمي ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پيامبرتان برترين پيامبر، وصي او برترين وصي و فرزندان او برترين اوصيايند. هان مردمان! فرزندان هرپيامبر از نسل اويند و فرزندان من از صلب و نسل اميرالمؤمنين علي است. سالروز عید غدیر خم، بر پسر وصی رسول خدا مبارک باد.
+ یکشنبه 17 دی1385ساعت 12:6 - فرشته |