مادر جوان و بیماری به نگاه و شفاعت آقا احتیاج داره. مشکلی که تصور میشد از خون این زن جوان رفع شده، دوباره خودش رو نشون داده و باید یه بار دیگه برای پیوند مغز استخوان، بستری بشه.
انشالله به حق حرمت حضرت ابوالفضل العباس، هر چه سریعتر شفا پیدا کنه. آمین.
+ چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 15:26 - فرشته |
فردا که به محشر اندر آید زن و مرد وز بیم حساب روی ها گردد زرد من عشق تو را به کف نهم پیش برم گویم که حساب من از این باید کرد
+ دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 10:8 - فرشته |
پس چرا ماه شعبان نمیرسه ؟ یکی از بستگان چند وقت پیش خواب دید که این کنیز بی مقدار، برای سالروز تولد حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) (و برادر باوفا و با نزاکتشون) باید شربت پخش کنه.
با کمال میل و افتخار... به روی چشمام... خدا بخواد زنده باشم که انجام وظیفه کنم... بفرمایید شربت ... ۲۶ و ۲۷ مرداد انشالله ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 12:31 - فرشته |
جایی خوندم که وقتی به زیارت حرم حضرت ابوالفضل (ع) مشرف میشید، اسم همه ی عزیزانشون رو براشون بیارید و راز و نیاز کنید. اما هرگز اسم خانم حضرت سکینه رو نیارید چون دل عزیز آقا غمگین میشه.
آقا جان! کاری بود که یک انسان باشرف و وفادار و بلند همت از دستش بر بیاد و شما انجام نداده باشید؟ کی تونسته حتی از عهده ی توصیف تلاشتون برای انجام قولی که دادید بر بیاد؟ تلاش در کنار گذشت و رعایت نزاکت. کی تونسته؟ کی میتونه؟ هر کی که خیال میکنه تونسته و می تونه، ول معطله!
+ دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 17:3 - فرشته |
یکی از اتفاقات به ظاهر تکرای و روزمره ای که اخیرا" زیاد برام پیش میاد، الحمدلله رب العالمین، اینه که وقتی توی تاکسی یا اتوبوس یا هر وسیله ی نقلیه ی دیگه ای توی شهر و جاده هستم، تاکسی ها و اتوبوسهای دیگه ای مقابلم قرار می گیرند که یکی از القاب و اسامی شریف قمر بنی هاشم، روی بدنه شون نوشته شده. چشمم که بهشون میفته، یه نفس راحت عاشقانه میکشم و خدا رو شکر میکنم که اینطوری دلمو خوش میکنه. خدا رو شکر میکنم که وجود عزیز آقا چنین برکتی داره و اینطور باعث میشه قلبم تکانی بخوره و نفس راحتی بکشم. نفسی که وقتی بالا میاد عشق رو توی وجودم پخش میکنه ...

+ شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 11:46 - فرشته |